هر طفلی که چشم به جهان می گشاید تنها چیزی که همراه می آورد مواد خام است. او نه از خود مفهومی دارد، نه تجربه ارتباط با دیگران و نه تجربه پرداختن به دنیای اطراف را. همه تجربه های او از طریق ارتباط حاصل می شوند. به همین دلیل بانوان خانه دار به عنوان تسهیل کننده و هدایت کننده ارتباطات اعضای خانواده با یکدیگر باید مهارتهای زندگی همچون تحلیل و بررسی پیامهای بین اعضا را به صورت دقیق و همه جانبه مورد بهره برداری قرار دهند.
انواع ارتباط
1- ارتباط شناختی
عبارت است از نفوذ در دنیای فرزندان و همسر، شناخت جنبه های وجودی به ویژه انگیزه ها، خواسته های کاستیها و شناخت توانایی ها و استعدادهای فکری آنان در ارتباط شناختی مهارت زندگی، نمونه برداری ادراکی و درک متقابل و همدلانه بسیار مؤثر است.
2- ارتباط کلامی
عبارت است از شناخت و مطرح نمودن توانمندیهای کلامی و ذهنی و برتری های خاص و یا هر نوع برجستگی دیگر؛ به عبارت دیگر، استفاده از کلام و گفتگو در جهت بیان احساسات و درک آن از طرف مقابل به صورتی که موجب آرامش روحی و تعامل ملایم فرد با دیگران شود.
3- ارتباط عاطفی با همسر و فرزندان و ...
خصوصا در ارتباط با فرزندانی که دارای ویژگی های شخصیتی خاص هستند. در اصل ارتباط عاطفی از تعامل حسی و عاطفی زن و مرد در خانواده آغاز می شود. هر چه زن و مرد تعامل مناسب تر و منطقی تری داشته باشند یقینا در اثر بخشی عواطف یکدیگر و ملایم نمودن عواطف هم فعال تر خواهند بود؛ ضمن آن که مهارت های ادراکی خود را نیز در جهت تعالی بخشی و رشد سطح هیجانی و عاطفی ارتباطات در خانواده به کار می گیرند.
4- ارتباط تشویقی
عبارت است از شناخت عمیق استعدادها و شکوفایی آنها. در واقع ارتباط از طریق تشویق موجب می گردد تا رشد شناختی و عاطفی زن خانه دار و اعضای خانواده نیز تضمین شود. در حقیقت ارتباط تشویقی زمینه ساز سایر ارتباطات زنان خانه دار در خانواده میشود.
5-ارتباط مشاوره ای
استفاده از شیوه مشورتی خصوصا در مواقع بحرانی و مواجهه با ناسازگاری جهت کوچک شمردن مشکلات و بزرگ جلوه دادن قدرت اراده انسان بسیار مؤثر می باشد.
6-ارتباط الگویی
عبارت است از الگو و سرمشق مناسب بودن برای فرزندان، افراد خانواده و اجتماع جهت دستیابی به رشد و بالندگی
زنان خانه دار با کاربرد این مهارت ها اعم از ارتباط با کودکان ، ارتباط با همسر و همسرداری و ... در روابط خانوادگی و زندگی اجتماعی به صورتی عمیق و مؤثر اعضای خانواده را با خود درگیر می کنند. در واقع در یک خانواده سالم روابط اعضا روال طبیعی و موفق دارد. همین عامل موجب می گردد تا کارآمدی و مؤثر بودن در خانواده افزایش پیدا کند و اعضای خانواده از با هم بودن بیشتر لذت ببرند و در کنار هم به روابطی مؤثر و کارآمد بپردازند.